سیصد و پنجاه و چهارمین نامه

خرید بک لینک

لئوی عزیز

در این شب مهتابی واجب است که دوباره رجوع کنم به دوستداشتنی ترین آهنگی که میشناسم ، "فیمس بلو رین کت".واجب است که خاطرهی خستهی کنکور امروز را فراموش کنم و به خودم بگویم که امسال هم تمام شد.

نمیدانم پنج سال ، ده سال و اصلا یک سال دیگر چه اتفاقی برای من خواهد افتاد.نمیدانم مسیر سرنوشتم قرار است از کجای جهان عبور کند و به چه مقصدی برسد.اما نباید برای فرداها امروزم خراب شود.نباید هدفهایم دور و دستنیافتنی باشد.اگر به من باشد ، دلم میخواهد به هیچچیز فکر نکنم و برای هیچ چیز دیگری تلاش نکنم.اینروزهای پر از خلا ، رمقم را گرفتهاند.انرژیم کاملا افت کردهاست.فکرهایم در هم شدهاست.دوباره تبدیل شدهام به امیای که نمیداند چه چیزی درست است و چه چیزی اشتباه.و اصلا نمیفهمد دارد با زندگیش چه کار میکند.شدیدا به آدمی نیاز دارم که برابش از برنامههایم بگویم و او مرا تایید کند و دلم قرص شود که همهچیز درست میشود در نهایت.کاش تو الان بودی و مرا از این همه سردرگمی خلاص میکردی.

امی درگیر با خودش

مونـولـوگ های بی سـروتـه...

ما را در سایت مونـولـوگ های بی سـروتـه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 166 تاريخ: شنبه 25 خرداد 1398 ساعت: 23:48

صفحه بندی