برچسب:
نویسنده: نگین نعمتی
برچسب:
نویسنده: نگین نعمتی
برچسب:
نویسنده: نگین نعمتی
لئوی عزیز
من از مردن آدمها هراس زیادی دارم ؛حتا آدمهایی که شاید کمتر دوستشان داشتم.برای زندگی معمولی و تنهاییهایشان گریهام میگیرد.دلم نمیخواهد اینطور بمیرم.من باید ناگهانی و پس از یک خوشحالی عمیق نفسم بند بیاید و بروم.چه جای این حرفهاست حالا؟حالا که دارد باران میبارد، من دلم برای ک که حالش خیلی بد است ، ماتم گرفتهاست.آخر نباید آدم اینطور تنها و غمگین ، زندگی را ترک کند.
امی غمگین
برچسب:
نویسنده: نگین نعمتی
برچسب:
نویسنده: نگین نعمتی
برچسب:
نویسنده: نگین نعمتی
برچسب:
نویسنده: نگین نعمتی
برچسب:
نویسنده: نگین نعمتی
برچسب:
نویسنده: نگین نعمتی
برچسب:
نویسنده: نگین نعمتی
برچسب:
نویسنده: نگین نعمتی
برچسب:
نویسنده: نگین نعمتی
برچسب:
نویسنده: نگین نعمتی
برچسب:
نویسنده: نگین نعمتی
برچسب:
نویسنده: نگین نعمتی