لئوی عزیز
یک فایل پر از فیلم و سریال برای شبهایم کنار گذاشتهام.یک عالمه آذوقه ، برای بعدازظهرهای ساکت این روزها برای خودم ذخیره کردهام.برنامههایم کم و بیش تیک میخورند.کمکم عادت کردهام به این روزهای تکراری و امن در خانه ماندن.داشتم فکر میکردم چرا هیچ کاری نمیکنم وقتی این همه کار برای انجام دادن وجود دارد.چرا همینطور گنگ و معلق ایستادهام اینجای زندگیام؟!برای همین اول تصمیم گرفتم یک تغییر بزرگ برای خودم ایجاد کنم؛چه چیزی راحتتر از کوتاهکردن موهای پف کرده و نامرتب این روزهایم که با تل مهارشان میکردم؟!پس دوباره موهایم را زدم؛کوتاه کوتاه!چون فکر میکنم هرچقدر هم حسرت موهای بلند و بافتهشدهی بقیهی آدمها را بخورم ، باز هم باید قبول کنم که من ، شخصیتم ، این است؛دختری با موهای کوتاه تا روی پیشانی!من شبیه این آدم توی آینه هستم.این استایل بیشتر با من هماهنگ است.حالا توی سرم هرچقدر سنگین باشد ، فرقی نمیکند.این شکلی که هستم ، چه با حسرت و چه ذوقزده از آدم جدیدی که میبینم ، تعادلم بیشتر است!
امی با موهای کوتاه
مونـولـوگ های بی سـروتـه...
ما را در سایت مونـولـوگ های بی سـروتـه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 110