چهارصد و بیست و نهمین نامه

خرید بک لینک

لئوی عزیز

من از مردن آدمها هراس زیادی دارم ؛حتا آدمهایی که شاید کمتر دوستشان داشتم.برای زندگی معمولی و تنهاییهایشان گریهام میگیرد.دلم نمیخواهد اینطور بمیرم.من باید ناگهانی و پس از یک خوشحالی عمیق نفسم بند بیاید و بروم.چه جای این حرفهاست حالا؟حالا که دارد باران میبارد، من دلم برای ک که حالش خیلی بد است ، ماتم گرفتهاست.آخر نباید آدم اینطور تنها و غمگین ، زندگی را ترک کند.

امی غمگین

مونـولـوگ های بی سـروتـه...

ما را در سایت مونـولـوگ های بی سـروتـه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 104 تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 12:36

صفحه بندی